تبليغاتX
:: دل شکستن هنر نیست ::

دل شکستن هنر نیست

هر کسی عاشق غمی داره روزگار در همی داره



ای آرزوی من

 

تو همان بخت منی

 

کز دیار دور

 

پرپر زنان به کلبه ی من پر کشیده ای

 

بر بامم

 

ای پرنده ی عرش خوش آمدی

 

در کلبه ام بمان

 

ای آنکه همچو من

 

یک آشیان گرم محبت ندیده ای

 

با من بمان که من

 

یک عمر بی امید

 

همراه هر نسیم بگلزار عشق ها

 

در جستجوی یک گل خوشبو شتافتم

 

اما نیافتم

 

شبهای بس دراز

 

با دیدگان مات

 

بر مرکب خیال نشستم امیدوار

 

دنبال یک ستاره فضا را شکافتم

 

می خواستم ستاره ی امید خویش را

 

اما نیافتم

 

بس روزهای تلخ

 

غمگین و نامراد

 

همراه موجهای خروشان وبی امان

 

تا عمق بی کران دریا شتافتم

 

شاید بیابم آن گوهری که می خواستم

 

اما نیافتم

 

امروز یافتم

 

گمگشته ای که در طلبش عمر من گذشت

 

اما کنون نشسته مرا

 

روبرو تویی

 

آنکس که بود همراه باد سحر منم

 

و آن گل که داشت

 

بوی خوش آرزو تویی

 

دیگر شبان تیره نپویم در آسمان

 

تو آن ستاره ای که نشستی به دامان من

 

همراه موج در دل دریا نمی روم

 

تک گوهرم تویی که شدی زیب گردنم

 

نوشین بسی که جان

 

به تنم می دهد تویی

 

عمر منی

 

که تاب و توان داده ای به من

 

با من بمان که روشنی بخت من زتوست

 

آری

 

تویی که بخت جوان داده ای به من

 

ای مسافر... ای غریبه... تو برام یه تکیه گاهی

 

توی این شب پر از غم... تو مث یه قرص ماهی

 

پر کن از عطر نگاهت لحظه هامو تا همیشه

 

توی این هجوم پاییز تو فقط واسه م پناهی

 

بیا تا دفتر شعرم پر شه از عطر قشنگت

 

بمون اینجا تا شب من نشه باز پر از سیاهی

 

واسه من یه افتخاره لحظه ها رو با تو بودن

 

بودنت با من می گیره دلمو از این تباهی

 

تو بیا تا غم نمونه تو چشای خیس عاشق

 

بشکن این شب سیاهو نازنین تو با نگاهی...

خود شکستم

نگاهم را سر اشتیاق بود

نگاهم حاکی از تپیدن قلبم بود

نگاهم لبالب نیاز بود

نگاهم شکوه از تنهایی بود

نگاهش....نگاهش خنده بود

نگاهش شیطنت بود

نگاهش بی مهری بود

نگاهش شکستن قلبم بود

نگاهش رد نگاهم بود

اگه بگم که قول مي دم تا هميشه باهات باشم

اگه بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم

اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي

اگه بگم بهونه ي هر نفسم تنها تويي

اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم

اگه بگم زندگيمو بذر بهارت مي کنم

اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني

اگه بگم بال مني لحظه ي پرواز مني

ميشي برام ماه شباي بي سحر؟

ميشي برام ستاره ي راه سفر؟

ولي بدون هرجا باشي يا نباشي مال مني

بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني

 

با تو ، از نام تو هم آبی ترمSDFSDF

SDFSDFخلوتی سرشار از نیلوفرمSDFSDF

SDFSDFعشق ، همرنگ نگاهت می شودSDFSDF

SDFSDFوقتی از چشم تو ، نامی می برمSDFSDF

SDFSDFلحظه های تازه ات را مثل گلSDFSDFSDFSDF

SDFSDFمی گذارم لابه لای دفترمSDFSDF

SDFSDFوقتی از دست زمین و آسمانSDFSDF

SDFSDFلعنت و دشنام ، می ریزد سرم؛SDFSDF

SDFSDFخستگی های خودم را ، پیش توSDFSDF

SDFSDFدر کنار دفترم می گسترمSDFSDF

SDFSDFبعد از آن ، حرف دلم را بیت بیتSDFSDF

SDFSDFاندک اندک ، بر زبان می آورمSDFSDF

SDFSDFما دو تا ، از خویش خالی نیستیمSDFSDF

SDFSDFتو لجوجی ، من پر از شور و شرمSDFSDF

SDFSDFگرچه تو از من ، کمی شیدا تریSDFSDF

SDFSDFمن هم از تو ، اندکی عاشق ترمSDFSDF

SDFSDFتو اگر یک لحظه پروازم دهیSDFSDF

SDFSDFشاید از هفت آسمان هم ، بگذرم...SDFSDF

با تو ، از نام تو هم آبی ترم

 همیشه عاشق کسی باش 

 که لایق عشق با شه 

 نه تشنه  عشق 

 چون تشنه  عشق روزی سیراب می شود

+نوشته شده دردوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 1:3 توسط علی |