دل شکستن هنر نیست |
هر کسی عاشق غمی داره روزگار در همی داره |
ای آرزوی من تو همان بخت منی کز دیار دور پرپر زنان به کلبه ی من پر کشیده ای بر بامم ای پرنده ی عرش خوش آمدی در کلبه ام بمان ای آنکه همچو من یک آشیان گرم محبت ندیده ای با من بمان که من یک عمر بی امید همراه هر نسیم بگلزار عشق ها در جستجوی یک گل خوشبو شتافتم اما نیافتم شبهای بس دراز با دیدگان مات بر مرکب خیال نشستم امیدوار دنبال یک ستاره فضا را شکافتم می خواستم ستاره ی امید خویش را اما نیافتم بس روزهای تلخ غمگین و نامراد همراه موجهای خروشان وبی امان تا عمق بی کران دریا شتافتم شاید بیابم آن گوهری که می خواستم اما نیافتم امروز یافتم گمگشته ای که در طلبش عمر من گذشت اما کنون نشسته مرا روبرو تویی آنکس که بود همراه باد سحر منم و آن گل که داشت بوی خوش آرزو تویی دیگر شبان تیره نپویم در آسمان تو آن ستاره ای که نشستی به دامان من همراه موج در دل دریا نمی روم تک گوهرم تویی که شدی زیب گردنم نوشین بسی که جان به تنم می دهد تویی عمر منی که تاب و توان داده ای به من با من بمان که روشنی بخت من زتوست آری تویی که بخت جوان داده ای به من
ای مسافر... ای غریبه... تو برام یه تکیه گاهی
توی این شب پر از غم... تو مث یه قرص ماهی
پر کن از عطر نگاهت لحظه هامو تا همیشه
توی این هجوم پاییز تو فقط واسه م پناهی
بیا تا دفتر شعرم پر شه از عطر قشنگت
بمون اینجا تا شب من نشه باز پر از سیاهی
واسه من یه افتخاره لحظه ها رو با تو بودن
بودنت با من می گیره دلمو از این تباهی
تو بیا تا غم نمونه تو چشای خیس عاشق
بشکن این شب سیاهو نازنین تو با نگاهی...
خود شکستم
نگاهم را سر اشتیاق بود نگاهم حاکی از تپیدن قلبم بود نگاهم لبالب نیاز بود نگاهم شکوه از تنهایی بود نگاهش....نگاهش خنده بود نگاهش شیطنت بود نگاهش بی مهری بود نگاهش شکستن قلبم بود نگاهش رد نگاهم بود
اگه بگم که قول مي دم تا هميشه باهات باشم اگه بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي اگه بگم بهونه ي هر نفسم تنها تويي اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم اگه بگم زندگيمو بذر بهارت مي کنم اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني اگه بگم بال مني لحظه ي پرواز مني ميشي برام ماه شباي بي سحر؟ ميشي برام ستاره ي راه سفر؟ ولي بدون هرجا باشي يا نباشي مال مني بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني
با تو ، از نام تو هم آبی ترم
با تو ، از نام تو هم آبی ترم
+نوشته شده دردوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 1:3 توسط علی | |
وقتی چشات خوابش می یاد پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 پيوندها اخبار و فروش مسابقات کشتی کج اکبر ساناز خانوم مریم صدف صبا مدوزا نی نی سینا کویر سبز باران مریم 01 نازنین فاطی جون دریا مریم فاطمه سمیه سرور باران شیرین محمد سمیرا محمد عشقی سمیرا بانوي مهتاب دو عاشق معصومه اهسته نيما مهرنوش هانیه احسان عاشقانه هاي يه دختر تنها طراح قالب محمد يعقوبي پشتيباني بلاگــــفا.كـام RSS |