تبليغاتX
:: دل شکستن هنر نیست ::

دل شکستن هنر نیست

هر کسی عاشق غمی داره روزگار در همی داره



عشق من ! خبری از حال زارم نداری
هر لحظه تو غمی بر روی غمهام می ذاری

دلدارم ! تو امید فرداهای که هستی
محبوبم ! دل به پای محبت که بستی


روزی که دل به حرف های توبستم
جام عمر و جوونیم و شکستم

عاشق شدم غم را به جان خریدم
بی پروا پای غصه ها نشستم

دنیا دنیا ! موندن تنها ، دیگه فایده نداره
دنیا دنیا! واسه منِ تنها ، زندگی شام تاره

دنیا دنیا ! ای بی فردا ، مثل رویا قشنگی
دنیا دنیا ! با عاشق ها ، بی وفا و دورنگی

بهار رفت ماه دی شد
تو شدی گل سرما آتش دل خاکستر شد

بی خبر از دل ما،بهار رفت ماه دی شد
تو شدی گل سرما آتش دل خاکستر شد

رقصان بگذريم ، شادمانه و شاکر

از بيرون به درون آمده ايم و به هیأت پر شکوه انسان زاده شديم

تا در بهار گياه به تماشای رنگين کمان پروانه بنشينيم

و جهان را به قدر همت و فرصت خويش معنا کنيم .........  

 

زرد است که که لبریز حقایق شده است

 

           تلخ است که با درد موافق شده است

 

                    عاشق نشدی و گرنه می فهمیدی 

                             پاییز بهاری است که عاشق شده است

خدایا به هرکه دوست داری بیاموز عشق از زندگی بهتر است وبه هرکه دوست تر میداری بچشان دوست داشتن از عشق برتر است

عشق يعني حسرت شبهاي گرم  

 

   عشق يعني ياد يک روياي نرم

 

عشق يعني يک بيابان خاطره  

 

   عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره

 

عشق يعني گفتني با گوش کر 

 

   عشق يعنب ديدني با چشم کور

 

عشق يعني تا ابد بي سرنوشت  

 

   عشق يعني آخر خط بهشت

 

عشق يعني گم شدن در لخظه‌ها  

 

   عشق يعني آبي بي انتها

 

عشق يعني يک سوال بي جواب     

 

   عشق يعني راه رفتن توي خواب

+نوشته شده درجمعه یکم تیر 1386ساعت 7:32 توسط علی |